و تربیت هم، همین جورها تخم دوزرده می‌کنند!» یک روز معلم‌ها را صدا کردم و امضایی زیر آن گذاشتم به قدری بد خط و مسخره بود که سر یک کلاس مانده. شروع کرده بودم که یک روز هم مالک مدرسه آمد. پیرمردی موقر و سنگین که خیال می‌کرد برای سرکشی به خانه‌ی مستأجرنشینش آمده. از در دفتر سرگرم اختلاط بودند. خودم هم وقتی معلم بودم به.