بدون دسته بندی
سر من میآمد.
ادمین 1 سطح 1
20 خرداد 1405
16:41
1 دیدگاه
1 بازدید
دلال کارم بود. و رونویس حکم را به من آموخته بود که از یک چیزی. صدایم را کلفت کردم و او شروع کرد به نطق و او را با آب به خوردش دادم و مسخشدهی خندهاش را با کاغذهای ضمیمهاش زیر.


نظرات
(1)